شويد
نوشته های گاه به گاه من
...Exams...
فکر نمی کردم انقدر زمان زود بگذره تابستون که سه سوت تموم شد و تا سرمون رو برگردوندیم دیدیم امتحانا هم شروع شده ٬ بعد هم که در حال شیرجه زدن در کتابای درسی بودیم دیدیم امتحانا هم دارن تموم میشن...
فقط ۴ تا امتحان ناقابل مونده ... فکر کنم امثال معدلم از پارسال هم بدتر شه

انقده موضوع تو این مدت به ذهنم هجوم آوردن دلم می خواست درباره ی همشون بنویسم ٬ کاش می شد آدم با ذهنش مطلب بزاره تو وبلاگ ... یا همون لحظه که مطلب جفت و جور میشه شرایط نوشتن به سرعت آماده بشه ... ای روزگار
ادامه مطلب
فقط ۴ تا امتحان ناقابل مونده ... فکر کنم امثال معدلم از پارسال هم بدتر شه


انقده موضوع تو این مدت به ذهنم هجوم آوردن دلم می خواست درباره ی همشون بنویسم ٬ کاش می شد آدم با ذهنش مطلب بزاره تو وبلاگ ... یا همون لحظه که مطلب جفت و جور میشه شرایط نوشتن به سرعت آماده بشه ... ای روزگار
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط شیده
| 8:43 قبل از ظهر | یکشنبه بیست و دوم دی 1387
•



